تبلیغات
منتظر یار - الفبای طلبگی
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391

الفبای طلبگی

   نوشته شده توسط: محمد نویدی    

هر که الفبای طلبگی را نداند دچار جهل مرکب می شود.

و هر که با زیر و زبر آیات علم و سوره های معرفت بیگانه باشد، قرائتش غلط خواهد شد.

پس باب اول کتاب حوزه، آموختن این الفبا و آشنایی با حرکات و سکنات این فرهنگ است، تا طلبه از طلبه نما متمایز باشد.

طلّاب واقعی که مطلوب خلق و محبوب خالقند، آنانند که در مدرسۀ دین، ابجد یقین می خوانند و در مَدرَس عترت، الفبای عزّت می آموزند و در مکتب قرآن، مشقِ عرفان می نویسند.

زندگیشان عطف به مبدأ است و وصل به معاد.

با نفی خود اثبات خدا می کنند و غرور را از نفس خویش جدا.

در محرّمات، اهل توقّف اند و در شبهات، اهل احتیاط.

ضمیر خود را در افق تقوی ظاهر می سازند، با شهرت و نام، خود را گم نمی کنند و با پست و مقام و چند سلام، پشت به حوزه و قم نمی کنند و معانی نخوانده به بیان نمی پردازند.

به جرح و تعدیل نفس مشغولند و هر روز عمر خود را تجزیه و ترکیب می کنند.

افعالشان بی حرف علّه، به مصدر خلوص بر می گردد. اسمشان مبنی بر فتح است و فعلشان لازم و حرفشان جازم.

نه در حرف، منفی بافند، نه در ادّعا اهل لاف و گزاف.

 نه در جای وقف، حرکت می کنند و نه در جای حرکت، اهل وقفند.

از معتکفان حجرۀ لمّ و لمّا بیزارند و از سایه نشینان لیس و لا برکنار.

مشتقّ اند، امّا از علم، جامدند، امّا بر دین. اجوف اند، امّا از ریا. ناقص اند، امّا از رذایل. مجرّدند، امّا از تعلّقات، مزیدند، امّا در فضایل.

قبای ریاضت بر تن دارند و عبای عبادت بر دوش. نعلین اراده در پا و زمزمۀ تهجّد در گوش. با عینک بصیرت، کتاب نفس را مرور می کنند، با ذره بین محاسبه، عیوب خود را می یابند و با قلم تهذیب، خطاها را اصلاح می کنند.

به حجّیت ظاهر قائلند، امّا از باطن خود غافل نمی شوند. حاشیه می خوانند، امّا در متن اند. هم کفایه، هم اجازۀ جهاد می گیرند، هم اجتهاد.

ماهیت را فدای وجود نمی کنند، بر متن دین حاشیۀ دنیا نمی زنند. فروع نفسانیات را به اصول الهیّات بر می گردانند، نه در عرصۀ جرّ و بحث، مجرور جدل می شوند و نه از خطّ اصیل، نسخه بدل.

از محکمات دین، طفره نمی روند و در متشابهات دل، سرگردان نمی شوند.

نه وسائل را وسیله دنیا می کنند، نه مکاسب را دکان کسب می سازند.

نه در شعر، قافیۀ خلوص را می بازند، نه در خطابه، قول بلا عمل دارند، نه در تألیف، به تفرقه می افتند و نه در تحقیق، از حق دور می شوند، نه در فکر، دچار دور و تسلسل اند، نه در عمل اسیر جهل و تغافل.

صرفشان حرف از معاد می زند. نحوشان، صرف آخرت می شود. کلامشان تجریدی است و فلسفه شان صدرایی. فقهشان جواهری است و اصولشان رسائلی.

منطقشان عاشورایی است و حماسه شان حسینی و عرفانشان سجّادی.

بدیعشان بدعت ستیز است و بیانشان شبهه سوز و از بدایۀ حکمت تا نهایۀ حکومت در خطّ امام و ولایت اند.

از مقدّمات، فراتر می روند، از سطح به عمق می رسند و در خارج، به داخل می اندشند.

هم حجرۀ حال اند و هم بحث اشتغال.

بیش از مدرک به درک می اندیشند و بیش از مدارج به معارج.

درسشان تکلیف است و امتحانشان جهاد و قبولی شان شهادت.

اینها گوشه ایی از الفبای طلبگی است.

خدایا ما را با الفبای این کتاب، آشنا بگردان، عَرَض هایمان را جوهر کن و مفردهایمان را جمع گردان. انقلابیون ما را مقدس و مفید کن و مدّرسانمان را چون مدرّس و شهید.

خدایا ما را اهل ضمیر نکرده ای ظاهر مکن.

آمین یا رب العالمین

 

 

 

 

نوشته استاد گرانقدر جواد محدثی

 


برچسب ها:  ، داغ کن - کلوب دات کام _post_tag>

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

< < داغ کن - کلوب دات کام

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک